گروه اينترنتي جرقه داتكو






نشانه ها و عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی

دسته: بهداشتی - پزشکیhitارسال نظر

نشانه ها و عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی

 

  اگر ضربان قلب کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربه در دقیقه باشد، فرد غش می کند.
 امروزه ارتقای آگاهی مردم به منظور پیشگیری از سکته و انواع بیماری های قلبی بسیار حائز اهمیت است.

 نشانه های هشدار دهنده ناراحتی های قلبی به شرح زیر هستند:
 - درد قلبی یا درد قفسه سینه: معمولا دردی فشارنده است که بیشتر زیر جناغ سینه احساس می شود ولی ممکن است به سایر قسمت ها چون دست ها، گردن و زیرچانه منتشر شود.

 - تپش قلب: بیشتر به صورت ضربان تند یا بی نظمی قلب است. به عنوان مثال در افتادگی دریچه میترال، تپش و درد قلب شایع است.

 - تنگی نفس: تنفس با سختی و همراه با فعالیت و کوشش بدنی است. ممکن است به صورت حملات شبانه تنگی نفس باشد.
 - غش قلبی: غش علت های مختلفی دارد. یکی از علل آن بی نظمی های ضربان قلب است که باعث می شود خون کافی به مغز نرسد. اگر ضربان قلب کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربه در دقیقه باشد، فرد غش می کند.

 بیماری های شایع قلبی
 - آنژین صدری: عبارت است از احساس گرفتگی، ناراحتی و سنگینی که زیر جناغ سینه احساس می شود و ممکن است به گردن، چانه، کتف، سر دل و دست ها به ویژه قسمت داخلی دست چپ انتشار یابد. این درد یک تا پنج دقیقه طول می کشد. علت آن وجود پلاک ها و انسداد سرخرگها است. در افراد فشار خونی، دیابتی، سیگاری و مبتلا به چربی خون بالا بیشتر دیده می شود.

 - اختلال دریچه ای قلب: معمولا این اختلال به دو صورت تنگی یا شلی در گشادی دریچه مشخص می شوند و اغلب تا آخر عمر این اختلال تشخیص داده نمی شود. افتادگی دریچه میترال شایعترین آنها است. این بیماری مادرزادی است و باعث پس زدن خون از بطن به دهلیز چپ می شود. نشانه های اختصاصی آن تپش قلب، بی نظمی های قلبی بخصوص وقتی که فرد به پهلوی چپ می خوابد، دردهای قفسه سینه، خستگی پذیری زودرس و سردردهای میگرنی هستند.

 بر اساس این گزارش، در نارسایی های دریچه آئورت خون از دریچه به بطن چپ برمی گردد و بار بسیار زیادی بر دوش بطن چپ می گذارد و به تدریج قلب بزرگ و نارسا خواهد شد. در ایران بیشترین عامل نارسایی های دریچه قلب، تب روماتیسمی و عفونت حاصل از آن است.

 - نارسایی قلب: نارسایی های قلبی به طور کلی به دو دسته کلی حاد و مزمن می شود. در نوع حاد مقدار قابل توجهی از بافت از بین می رود یا دریچه قلب پاره می شود. در این حالت چون قلب آمادگی مقابله با این نارسایی ناگهانی را ندارد، دچار افت فشار و شوک می شود. در نارسایی مزمن; قلب به تدریج با شرایط نامطلوب کنار می آید، اما تنگی نفس شبانه، ورم پا، بزرگ و پرخون شدن کبد و خستگی و ضعف عضلانی دیده می شود. بهترین درمان آن، حفظ آرامش، رژیم غذایی بدون نمک و کم چرب و استفاده از داروهای ضد فشار و ادرارآور است.

 - فشار خون: فشار خون بالا و پایین، هر دو مشکل ساز است. افرادی که پرفشاری خون دارند 10 تا 20 سال زودتر از افراد دیگر می میرند. فشار خون بالا رگها را خراب می کند و به قلب، مغز، چشم ها و کلیه آسیب می رساند و عامل سکته های قلبی است. بر اساس این گزارش، درمان فشار خون مشروط به رعایت نکات بسیار ساده ای است. فشار خون دو جز» و دو عدد دارد، عدد اول مربوط به فشار انبساط قلب (80 میلیمتر جیوه) است. فشار انبساط قلب از 90 میلیمتر جیوه و فشار انقباض قلب از 140 میلیمتر جیوه بالاتر باشد، تشخیص پرفشاری داده می شود.

 اگر فشار انبساط قلب کمتر از 90 میلیمتر جیوه باشد، تشخیص فشار پایین داده می شود و فرد وارد شوک شده و احتمال دارد جان خود را از دست بدهد. در فشار خون پایین خون کافی به مغز و سایر اندام ها نمی رسد و کارکرد آنها مختل می شود. اسهال و استفراغ طولانی، خونریزی های شدید داخلی و خارجی و شوک هیجانی شدید باعث افت فشار می شوند.
 - لخته و التهاب در سیاهرگ: سه علت عمده برای ایجاد لخته شناخته شده است. یکی، جریان خون کند و آهسته به علت عدم تحرک در طولانی مدت، دیگری آسیب و ضربه به جداره رگ ها و در نهایت وجود قابلیت لخته شدن بالا در افراد. مانند مصرف کنندگان استروژن. اگر لخته در سیاهرگ های عمیقی باشد، درد، تورم و قرمزی دیده می شود خطر حرکت کردن لخته و گیر کردن در رگهای ریویی و مرگ وجود دارد. اگر لخته در سیاهرگ سطحی باشد با کمپرس آب گرم برطرف می شود.

 عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی
 - وزن نامناسب، سن بالا، فشار خون، چربی و قندبالا، استعمال دخانیات، سابقه خانوادگی، عدم رعایت بهداشت فردی، دهان و دندان، عدم تحرک و ورزش کافی، شتاب زدگی، رژیم غذایی نامنظم و نامناسب، بیماری های عفونی مزمن، تنش و فشار روحی که به علت تاثیر بر سرعت لخته 8 شدن خون، افزایش فشار خون، افزایش کلسترول خون افزایش هورمونی که در آهنگ ضربان قلب اختلال ایجاد می کند خطرساز خواهد بود. استرس در اکثر اوقات می تواند ناشی از مشکلات زندگی شغلی مثل توقعات بیش از حد مدیران و ناسازگاری با همکاران باشد.

 پیشگیری
 - رژیم غذایی مناسب (اجتناب از مصرف غذاهای سرخ کردنی، پرنمک، پرچرب و استفاده از سبزیجات و میوه های تازه)
 - ورزش منظم (نرم دویدن، نرمش های سریع، شنا، دوچرخه سواری)
 - ترک کامل سیگار
 - درمان و کنترل کلسترول، قند و فشار بالا (با خوردن غذاهای کم کالری مثل میوه ها، سبزیجات، روغن گیاهی و جوانه ها)
 - مصرف آسپرین حداقل یک روز در میان
 - حفظ آرامش و خونسردی (به وسیله تکنیک های آرامش آموزی)
 - مقابله کارآمد با استرس و فشارهای زندگی (به وسیله تکنیک های حل مسئله)
 - کاهش وزن (با ورزش، خوردن مواد غذایی سالم و کم کالری) و در نهایت بهبود سبک زندگی و سالم زیستن (با رعایت نکات بالا) و پیگیری این نکات در طی زندگی روزمره





لینک ثابت1390/12/404:56

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


همیشه بمان عشق من

دسته: عاشقانهhitارسال نظر

همیشه بمان عشق من

 

تو خودت خوب میدانی عشقهای این زمانه پوچ است

تو خودت خوب میدانی احساسات قلبها دروغین است

مرا خوب نگاه کن ، غرق شو در چشمانم، میبینی که اینک در کنار توام

میبینی که من نیز مثل تو خیره به چشمان توام

اگر حرفهای مرا میشنوی ، اگر درک میکنی چه میگویم تا آخرش می مانی

تا آخر حرفهای مرا میخوانی

بگذار همیشه همینگونه باشیم، خیانت و بی وفایی را به قصه عشقمان اضافه نکن

نگذار این قصه تلخ تمام شود ، نگذار قصه گو چشمهایش پر از اشک شود

بگذار با شبهای پر ستاره مهربان باشیم ،

با خواب شبانه آرام باشیم ، با طلوع فردا شاد باشیم

بگذار همیشه احساس کنم یک عاشق واقعی ام و

احساس کنم یکی هست که از ته دل مرا میخواهد

بگذار برای یک بار هم که شده باور کنم

که از روی هوس با من نیستی ، در قفس زندگی تنها نیستیم

برای یک بار هم که شده به همه بگویم که عاشق هم هستیم

نه از ترس اینکه همه از تو دور شوند بگویی که تنها هستی!

نگو به پای من نشستی ، همیشه بگو به عشقمان وفادار هستی ،

این همان عهدیست که در روز اول با هم بستیم، اگر یادت نرود،

اگر فراموش نکنی ، اگر آتش این عشق را با آب سرد بی وفایی خاموش نکنی 

همیشه بمان ، همیشه این شعری را که اینک نوشته ام زیر لب بخوان...





لینک ثابت1390/12/204:53

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


کاهش درد با کمک نور

دسته: بهداشتی - پزشکیhitارسال نظر

کاهش درد با کمک نور

 

 در واقع امروز با تحولات و پیشرفت‌هایی که در این زمینه صورت گرفته است، لیزر به عنوان یکی از ابزارهای ضد درد به کمک بیماران می‌آید.

 دکتر سهیلا مکملی، رئیس انجمن لیزر پزشکی ایران با اشاره به وجود 2 دسته لیزرهای کم‌توان و پرتوان توضیح می‌دهد: لیزرهای پرتوان لیزرهایی است که روی بافت اثر حرارتی دارد و باعث برش، سوزش و تبخیر روی آن می‌شود. در لیزرهای زیبایی و جراحی‌های چشم از این نوع لیزر استفاده می‌شود و به همین دلیل مردم بیشتر با آن آشنا هستند، اما دسته دوم لیزرها، لیزرهای کم‌توان یا لیزرهای ترمیمی است که شدت و توان کمتری دارد.

 به گفته وی اصلی‌ترین کاربرد این لیزرها کنترل درد، تسکین و درمان زخم‌هاست. لیزر درمانی در بسیاری از زیرشاخه‌ها کاربرد دارد، اما ممکن است هنوز به عنوان یک روش قطعی درمان توصیه نشود. بنابراین مهم‌ترین موردی که می‌توان درباره لیزرهای ترمیمی گفت، استفاده از آن در کنترل درد و زخم است که کاربرد زیادی دارد.
 رئیس انجمن لیزر پزشکی ایران یادآور می‌شود: در ایران کاربرد این لیزرها بیشتر در رده بیماری‌های مفاصل و کنترل زخم‌ها مانند زخم‌های دیابتی، زخم بستر، زخم‌های جراحی و زخم‌های مقاوم به درمان است.
 به گفته وی، لیزر یکی از ابزارهای ضد درد است که می‌تواند به عنوان یکی از شیوه‌های کنترل درد در بیماری‌های مفاصل همراه شود و میزان مصرف داروها را کاهش دهد؛ البته حتما استفاده از لیزر باید توسط پزشک تجویز شود. دکتر مکملی با بیان این‌که استفاده از لیزر درد سابقه‌ای 40 ساله دارد، می‌افزاید: دوره‌های درمان با توجه به شرایط بیمار توسط پزشک تعیین می‌شود و پس از آن نیز مدت زمان بی‌دردی بین 3 تا 6 ماه ماندگاری اثر دارد.

 لیزر درمانی برای شما ممنوع است!
 لیزر درمانی به عنوان یکی از ابزارهای ضد درد، درست مانند دیگر روش‌های درمانی محدودیت‌هایی نیز دارد؛ به این معنی که افراد خاصی در شرایط ویژه نباید از آن استفاده کنند؛ البته گاهی برخی بیماران یا پزشکان به اشتباه و ندانسته لیزر را عامل سرطان می‌دانند، در حالی که به گفته دکتر مکملی لیزر به طور قطع سبب بروز سرطان نمی‌شود.

 دکتر مکملی با بیان این‌که موارد منع تا حدود 10 سال پیش به دلیل وجود ناشناخته‌های بسیار در این زمینه تعداد بیشتری بود، می‌گوید: یکی از موارد منع استفاده از لیزر در 3 ماهه اول بارداری است؛ البته این منع استفاده به دلیل مشاهده اثرات ناهنجاری روی جنین نیست و بیشتر به این دلیل است که هنوز به مطالعات بیشتری نیاز داریم؛ به این معنی که در این مورد ندانسته‌های ما بیشتر از دانسته‌هاست. وی توضیح می‌دهد: مادر می‌تواند در 3 ماهه دوم و سوم بارداری برای درمان برخی از دردهای دوران بارداری مانند درد زانو، مچ پا یا مچ دست از لیزر استفاده کند؛ اما توصیه می‌شود در این زمان هم روی اعصاب رحمی تابش نداشته باشند چون باعث تحریک زایمان زودرس می‌شود.

 به گفته وی از لیزر به عنوان یکی از ابزارهای کمک در زایمان بدون درد هم می‌تواند استفاده شود.
 دکتر مکملی هشدار می‌دهد: به رغم این‌که مطالعات نشان داده است لیزر نمی‌تواند سرطان‌زا باشد، اما اگر فردی سرطان دارد توصیه می‌شود روی توده بدخیم تابش داده نشود؛ البته برای این بیماران با استفاده از تکنیک‌های دیگر می‌شود از لیزر استفاده کرد؛ چون سیستم ایمنی بدن بیمار را تقویت می‌کند و باعث بهبود وضعیت زندگی از نظر اشتها و حال عمومی بیمار می‌شود.

 رئیس انجمن لیزر پزشکی درباره مهم‌ترین مورد منعی که توسط انجمن جهانی لیزر مشخص شده است، توضیح می‌دهد: مهم‌ترین مورد، منع استفاده از لیزر توسط پزشکی است که دانش لیزر درمانی ندارد و آموزش‌های لازم و ضروری در این زمینه را ندیده است.





لینک ثابت1390/12/105:17

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


دل ساده ام

دسته: ×××دل نوشتهhitارسال نظر

همه مطالب در ادامه مطلب است



ادامه مطلب...

لینک ثابت1390/11/3011:43

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


طرز تهیه خوراک سانتی چیکن

دسته: تغذيه - خوراكيhitارسال نظر

طرز تهیه خوراک سانتی چیکن

 

مواد لازم

 مرغ: 8 تکه
 عسل: 2 قاشق بزرگ غذاخوری
 سیر: یک حبه
 زردچوبه: به میزان لازم
 روغن زیتون: به میزان لازم
 نمک و فلفل سیاه‌: به میزان لازم

طرز تهیه

 ران مرغ را درون ماهی‌تابه قرار دهید و روغن زیتون را روی آن بریزید. مقداری نمک و فلفل به آن اضافه کنید و بگذارید تا کمی ران‌ها سرخ شوند. ران‌ها را مرتب برگردانید تا نسوزد. 12 تا 18 دقیقه برای پخت مرغ کافی است یا تا زمانی که حس کنید به‌خوبی پخته شده‌اند. البته پخت مرغ‌ بستگی به‌خود مرغ و طریقه پخت آن دارد. مقدار کمی آب را به مرغ اضافه کنید. به‌مدت 10 دقیقه بگذارید که بخار پز شود زیر گاز را کم کرده تا کم‌کم ران‌ها پخته شوند. مقداری سیر در ماهی‌تابه رنده کنید تا بوی پر مرغ را بگیرد. هنگامی که آب درون ماهی‌تابه تبخیر شد به آن روغن کنجد اضافه کنید و بگذارید تا طلایی شود. مرغ را در روغن کنجد بچرخانید و بعد درون ظرفی قرار داده و زیر گاز را خاموش کنید، سس خوراک را درست کنید. ماهی‌تابه را روی حرارت کم گاز گذاشته و پیاز را خرد کنید. مقداری روغن زیتون برای سرخ‌کردن پیاز درون ماهی‌تابه بریزید. نمک و کمی سیر را به پیازها اضافه کرده و به هم بزنید. کمی زرچوبه و عصاره آب مرغ را به مواد اضافه کنید. نخودفرنگی را در یک قابلمه کوچک که با آب جوش پر شده است روی حرارت گاز قرار داده تا کاملا گرم شوند. روغن کنجد را به ماهی‌تابه اضافه کنید. فلفل چیلی‌ها را خرد کرده و با آبلیموی تازه درون مواد بریزید، مخلوط کنید و اگر لازم بود کمی دیگر فلفل سیاه اضافه کنید. البته می‌توانید از فلفل دلمه‌ای‌ نیز استفاده کنید. نخودفرنگی‌ها را آب‌کش کرده و درون مواد بریزید. در آخر حرارت را کم کرده و شیر نارگیل را اضافه کنید. سس خوراک آماده است آن را به مرغ اضافه کنید. در انتها عسل رقیق شده را در آخر روی مرغ بریزید.





لینک ثابت1390/11/2811:41

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


عشق بی وفای من

دسته: ×××دل نوشتهhitارسال نظر

عشق بی وفای من

 

دلم گرفته بود ، آن لحظه دلم هوای آغوشش کرده بود

تنها اشک بود که میریخت از گونه هایم ، در آن لحظه تنها او را میخواستم در کنارم

محکم مرا در آغوش خودش گرفت ، اشکهایم را از گونه هایم پاک کرد

و در گوشم گفت : دیوانه من که اینک در کنارتم

میگفت تا آخرش باتوام ، عزیزم آرام باش ، من در کنارتم

این را گفت و کمی آرام شدم ، اشک از چشمانم میریخت ،

دلم خالی شد و همین شد که من خوشحال شدم

مدتی گذشت دلم گرفته بود و او در کنارم نبود ، دلم گرفته بود او دلش با من نبود

دیگر او نبود تا اشکهایم را پاک کند ، با حضورش مرا آرام کند

در این لحظه تنها و دلگیر ، او نیز مرا تنها گذاشته بود

حالا وقتش نبود که نباشی ، حالا وقتش نبود که مرا در حسرت بودنت بگذاری

اینک در این لحظه ی تلخ و دلگیر تنها وجودت مرا آرام میکند،

آن حرفها ، همان حرفها را یادت هست؟ آنها مرا آرام میکند

تو اینک کجایی که حال مرا عوض کنی ، کجایی که مرا ناز کنی...

مگر نگفته بودی همیشه با منی ، مگر نگفته بودی نمیگذاری

دیگر حالم اینگونه شود ، نمیگذاری حالم خراب شود

معنی دلتنگی را میفهمی؟ تو اصلا میفهمی دلم چقدر برایت تنگ شده ؟

میفهمی چقدر دوستت دارم؟ میفهمی بدون تو این زندگی را نمیخواهم؟

میفهمی که اینک در این لحظه تنها به تو نیاز دارم؟

پس کجای ای عشق بی وفای من؟

کجایی که آرامم کنی ، کجایی که مثل آن روز مرا محکم 

در آغوش بگیری و با من درد دل کنی

دلم برای حرفهایت ، امیدهایت یک ذره شده ، 

آیا هنوز بر سر آن حرفهایت هستی ؟

یا اینکه من تو را گم کردم و دیگر پیدایت نمیکنم؟

به چه کسی بگویم دلم گرفته ؟ 

به چه کسی بگویم تنها یک نفر است که میتواند آرامم کند ،

به چه کسی بگویم دردهای این دل خسته ، 

به چه کسی  بگویم عاشقم ولی تنها ، تنها ، تنهای تنها....

عاشق باشی و تنها باشی ، 

این رسمش نیست اگر بخواهی در این لحظه به یاد من نباشی ...

بیا مرا با آن دلخوشی های پوچت آرام کن ، به همین هم قانعم!

بیا و مرا آرام کن حتی اگر از ته دلت مرا نخواهی ، 

حتی اگر دوستم نداشته باشی....





لینک ثابت1390/11/2611:37

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


ده کرامت و معجزه آینده از حضرت مهدی علیه السلام

دسته: مذهبیhitارسال نظر

ده کرامت و معجزه آینده از حضرت مهدی علیه السلام


کرامات و معجزه

در آخرالزمان هر چند مردم براى روى کارآمدن دولتى قدرتمند و در عین حال پشتیبان ستمدیدگان، لحظه شمارى مى‏کنند، ولى به بسیارى از دولت‏هایى که روى کار مى‏آیند، خوش‏بین نیستند و سخن هر حزب و گروهى را نمى‏پذیرند و اصولاً کسى را قادر نمى‏دانند که بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنیاى پرآشوب را سامان‏بخشد.
از این رو، مدّعى بازگشت نظم به جامعه و گسترش امنیّت در جهان، باید داراى توانى فوق توان دیگر انسان‏ها باشد و اثبات این مطلب نیاز به نشان دادن کرامات و کارهاى خارق العاده دارد و شاید براى این است که حضرت مهدى(عج) در آغاز ظهور، دست به یک سلسله کرامات و معجزات مى‏زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره مى‏کند و او فوراً فرودمى‏آید و در دست حضرت قرار مى‏گیرد. چوب خشک را در زمین بایر فرومى‏برد و آن چوب بى‏درنگ سبز مى‏شود و شاخ و برگ مى‏دهد.
با این کارها به مردم ثابت مى‏شود که سرو کار آنان با شخصیتى است که آسمان و زمین به امر خداوند در اختیار و تحت فرمان اوست. این کرامات نویدى براى مردمى است که سال‏ها و بلکه قرن‏ها خود را زیر فشار و قهر آسمان و زمین مى‏دیدند. مردمى که از بالاى سر، مورد تهاجم هواپیماها و موشک‏ها قرار گرفته، میلیون‏ها قربانى داده‏اند و قدرتى را نمى‏یافتند که مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولى اینک خود را در برابر شخصیتى مى‏بینند که آسمان و زمین و آن چه در آنهاست در اختیار اویند.

مردمى که تا دیروز، چنان در قحطى به سر مى‏بردند که حتى براى تهیه نیازهاى اوّلیه زندگى، رنج‏ها و مشکلاتى را متحمّل مى‏شدند و در اثر خشکسالى و کمبود زراعت، در محاصره اقتصادى شدیدى قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصیتى قرار گرفته‏اند که با اشاره‏اى زمین را سبز و خرّم مى‏کند و آب و باران را جارى مى‏سازد.
مردمى که دچار بیمارى‏هاى بى‏درمان شده‏اند، با کسى رو به رو مى‏شوند که حتى بیمارى‏هاى غیر قابل درمان را نیز علاج مى‏کند و مردگان را زندگى مى‏بخشد. این‏ها معجزات و کراماتى هستند که حکایت از توانایى، صداقت و حق بودن گفته‏هاى این رهبر آسمانى دارد. کوتاه سخن آن که جهانیان باور مى‏کنند که این نوید دهنده با هیچ یک از مدّعیان پیشین شباهتى ندارد و او همان رهایى بخش واقعى و ذخیره الهى و مهدى موعود است.

کرامات حضرت مهدى(عج) گاهى براى رزمندگانش روى مى‏دهد که بر ایمانشان مى‏افزاید و اعتقادشان را استوارتر مى‏گرداند و گاه براى دشمنان و یا تردید کنندگان است که سبب ایمان و اعتقاد آنان به حضرت مى‏شود.

اینک به بخشى از آن معجزات و کرامات اشاره مى‏کنیم:

1. سخن گفتن پرنده

امیرمؤمنان(ع) مى‏فرماید: « حضرت مهدى(عج) در مسیر حرکت خود به یکى از سادات حسنى که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مى‏کند؛ حسنى در مقام احتجاج برمى‏آید و خود را سزاوارتر به رهبرى مى‏داند. حضرت در پاسخ او مى‏گوید: «من مهدى هستم». حسنى مى‏پرسد: آیا دلیل و نشانه‏اى دارى تا با تو بیعت کنم؟ حضرت به پرنده‏اى که در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى‏کند و آن پرنده فرود مى‏آید و در دستان حضرت قرار مى‏گیرد. آن‏گاه به قدرت خداوند لب به سخن مى‏گشاید و بر امامت حضرت مهدى(عج) گواهى مى‏دهد.
براى اطمینان بیشتر سیّد حسنى، امام(ع) چوب خشکى را به زمین فرو مى‏برد؛ آن چوب سبز مى‏شود و شاخ و برگ مى‏دهد. بار دیگر، پاره سنگى را از زمین بر مى‏دارد و با یک فشار آن را خرد کرده، همانند خمیر نرم مى‏کند.
سیّد حسنى با دیدن آن کرامات به حضرت ایمان مى‏آورد. خود و همه نیروهایش تسلیم امام(ع) مى‏شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نیروى خط مقدّم مى‏گمارد».(1)

2. جوشش آب و آذوقه از زمین

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «هنگامى که امام(ع) در شهر مکه ظهور مى‏کند و قصد حرکت به کوفه را دارد، به نیروهایش اعلام مى‏کند که کسى آب و غذا و توشه راه با خود برندارد. حضرت(ع) سنگ موسى(ع) را که به وسیله آن دوازده چشمه آب زلال از زمین جوشاند، همراه دارد. در مسیر راه هر جا توقف مى‏کنند، آن سنگ را نصب مى‏کند و از زمین چشمه‏هاى آب مى‏جوشد. هر کس گرسنه باشد با نوشیدن آن سیر مى‏گردد و هر کس تشنه باشد، سیراب مى‏شود.

تهیه آذوقه و آب بین راه سپاهیان به همین ترتیب است تا هنگامى که به شهر نجف برسند؛ در آن‏جا با نصب آن سنگ، براى همیشه از زمین آب و شیر مى‏جوشد که گرسنه و تشنه‏اى را سیر مى‏کند».(2)

امام باقر(ع) مى‏فرماید: «هنگامى که حضرت قائم(ع) ظهور مى‏کند، پرچم پیامبر(ص) و انگشتر سلیمان و سنگ و عصاى موسى همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بین سپاهیان اعلام مى‏شود که کسى زاد و توشه براى خود و علوفه براى چهارپایان بر ندارد. برخى از همراهان مى‏گویند: او مى‏خواهد ما را به هلاکت بیندازد و مرکب‏هاى مان را از گرسنگى و تشنگى نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت مى‏کنند. به اوّلین جایى که مى‏رسند، حضرت سنگ را بر زمین مى‏کوبد و آب و غذا براى نیروها و علوفه براى حیوانات بیرون مى‏آید و از آن استفاده مى‏کنند تا به شهر نجف مى‏رسند».(3)

3. طىّ الارض و نداشتن سایه

امام رضا(ع) مى‏فرماید: «هنگامى که حضرت مهدى(عج) ظهور مى‏کند، زمین از نور خداوند روشن مى‏شود و زمین زیرپاى مهدى به سرعت حرکت مى‏کند (و او با سرعت، مسیرها را مى‏پیماید) و اوست که سایه نخواهد داشت».(4)

4. وسیله انتقال

امام باقر(ع) به‏ شخصى به‏نام سوره فرمود: «ذوالقرنین مخیّر گردید که یکى از دوابرسخت و رام را برگزیند. او ابر رام برگزید و ابر سخت براى حضرت صاحب(ع) ذخیره شد».

سوره پرسید: ابر سخت چیست؟ حضرت فرمود: «ابرهایى که در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد. هرگاه ابرى چنین بود، صاحب شما بر آن سوار است. بى‏شک او سوار بر ابر مى‏شود و با آن به سوى آسمان بالا مى‏رود و آسمان‏ها و زمین‏هاى هفت گانه را مى‏پیماید؛ همان زمین‏هایى که پنج عدد آن مسکونى و دو تاى دیگر ویران است».(5)

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «خداوند، ذوالقرنین را در انتخاب بین دو ابر سخت و رام مخیّر کرد. او ابر رام را برگزید و آن ابرى است که در آن رعد و برق وجود نداشت و اگر ابر سخت را برمى گزید، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زیرا خداوند، ابر سخت را براى حضرت قائم(عج) ذخیره کرده است».(6)

5. کُندى حرکت زمان

امام باقر(ع) مى‏فرماید: «چون امام زمان(ع) ظهور کند، به سوى کوفه حرکت مى‏نماید. در آن‏جا هفت سال حکومت مى‏کند که هر سال آن برابر ده سال از سالیان شماست. پس از آن، خداوند هر چه اراده کند، انجام مى‏دهد». گفته شد چگونه سال‏ها طولانى مى‏شود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (و فرشته اداره کننده آن) دستور مى‏دهد که از سرعت خود بکاهد. از این رو، روزها و سال‏ها طولانى مى‏شود».

گفته شد: مى‏گویند اگر کم‏ترین تغییرى در حرکت آنها پدید آید، آنها به هم مى‏ریزند و فاسد مى‏شوند. امام فرمود: «این سخن افراد مادّى گرا و کافر به خداست؛ ولى مسلمانان (که عقیده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنین سخنى را نمى‏توانند بگویند».(7)

6. قدرت تکبیر

کعب درباره گشودن شهر قسطنطنیه به دست مهدى(عج) مى‏گوید: حضرت، پرچم را به زمین فرو مى‏برد و به سوى آب مى‏رود تا براى نماز صبح وضو بگیرد؛ آب از حضرت دور مى‏شود. امام(ع) پرچم را بر مى‏دارد و به دنبال آب حرکت مى‏کند تا آن که از آن ناحیه مى‏گذرد. آن‏گاه پرچم را در زمین فرو مى‏برد و سپاهیان را فرا مى‏خواند و مى‏فرماید: «اى‏مردم! خداوند دریا را براى شما شکافت؛ هم‏چنان‏که آن را براى بنى اسرائیل شکافت». پس سپاهیان از دریا مى‏گذرند و رو به روى شهر قسطنطنیه قرار مى‏گیرند. سپاهیان نداى تکبیر سر مى‏دهند و دیوارهاى شهر به لرزه درمى‏آید.
بار دیگر تکبیر مى‏گویند و دوباره دیوارها مى‏لرزد. بار سوم که صدا به تکبیر بلند مى‏کنند، دیوارهایى که میان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو مى‏ریزند.(8)

رسول خدا(ص) مى‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) جلوى قسطنطنیه فرود مى‏آید. در آن روزگار، آن دژ، هفت دیوار دارد. حضرت هفت تکبیر مى‏گوید و دیوارها فرو مى‏ریزد و با کشتن تعداد بسیارى از رومیان، آن‏جا به تصرف حضرت مهدى(عج) در مى‏آید و گروهى نیز به اسلام رو مى‏آورند».(9)

امیرمؤمنان(ع) در این زمینه مى‏فرماید: «... سپس حضرت مهدى و یارانش به حرکت خود ادامه مى‏دهند و بر هیچ دژى از دژهاى رومیان نمى‏گذرند، مگر آن که با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» دیوارهاى آن فرو مى‏ریزد تا آن که در نزدیکى شهر قسطنطنیه فرود مى‏آیند. در آن جا چند تکبیر مى‏گویند و ناگهان خلیجى که در مجاورت آن شهر است، خشک مى‏شود و آب‏هایش در زمین فرو مى‏رود و دیوارهاى شهر نیز فرو مى‏ریزد. از آن‏جا به سوى شهر رومیه حرکت مى‏کنند و چون به آن‏جا مى‏رسند، مسلمانان سه تکبیر مى‏گویند و شهر چون رمل و شن نرم - که در برابر تند بادها قرار گرفته باشد - از هم مى‏پاشد».(10)

نیز آن حضرت مى‏فرماید: «... مهدى(عج) به پیش روى خود ادامه مى‏دهد تا این که به یکى از شهرهاى مشرف به دریا مى‏رسد. لشکریان حضرت تکبیر سر مى‏دهند و در پى آن دیوارهاى شهر از هم گسیخته شده، فرو مى‏ریزند».(11)

7. عبور از آب

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «پدرم فرمود: هنگامى که حضرت قائم قیام کند ... سپاهیانى را به شهر قسطنطنیه مى‏فرستد. آن‏گاه که به خلیج برسند، جمله‏اى بر روى پاهاى خود مى‏نویسند و از روى آب مى‏گذرند. رومیان چون این معجزه و عظمت را مى‏بینند، به‏یک‏دیگر مى‏گویند: وقتى سپاهیان امام زمان این‏چنین باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از این رو، درها را بر روى آنان مى‏گشایند و سپاهیان حضرت وارد شهر شده، در آن‏جا فرمانروایى مى‏کنند».(12)

8. شفاى بیماران

امیرمؤمنان(ع) مى‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) پرچم‏ها را به اهتزاز درمى آورد و معجزات خود را آشکار مى‏کند و به اذن خداوند چیزهایى را از نیستى به‏وجود مى‏آورد. بیماران دچار پیسى و خوره را شفا مى‏دهد و مردگان را زنده، و زندگان‏را مى‏میراند».(13)

9. عصاى موسى در دست

امام باقر(ع) مى‏فرماید: «عصاى موسى متعلّق به آدم بوده است که به شعیب (پیامبر) رسیده و پس از او به موسى بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست و به تازگى که من آن را دیدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزى که از درخت جدایش کردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن مى‏گوید و آن براى قائم ما آماده است و آن چه موسى با آن کرد، حضرت قائم نیز با آن انجام مى‏دهد و هر چه بدان عصا دستور داده شود، انجام مى‏دهد و هرجا افکنده شود، جادوها را مى‏بلعد».(14)

10. نداى ابر

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) در آخر الزمان ظهور مى‏کند. بر سر آن حضرت ابرى در حرکت است و هرجا برود، آن ابر نیز مى‏رود تا حضرت را از تابش خورشید حفظ کند و با صدایى رسا و آشکار، ندا مى‏دهد، این مهدى است».(15)

سرانجام طبق فرموده امام صادق(ع): «هیچ معجزه‏اى از معجزات پیامبران و اوصیا نمى‏ماند، مگر آن که خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما انجام مى‏دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».(16)

_______________________________________________________________________________

1. عقدالدرر، ص‏97، 138، 139؛ القول المختصر، ص‏19؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏158.
2. بصائر الدرجات، ص‏188؛ کافى، ج‏1، ص‏231؛ نعمانى، غیبة، ص‏238؛ خرائج، ج‏2، ص‏690؛ نورالثقلین، ج‏1، ص‏84؛ بحارالانوار، ج‏13، ص‏185 و ج‏52، ص‏324.
3. کمال الدین، ص‏670؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏351؛ وافى، ج‏2، ص‏112.
4. کمال الدین، ص‏372؛ کفایة الاثر، ص‏323؛ اعلام الورى، ص‏408؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏314؛ فرائد السمطین، ج‏2، ص‏336؛ ینابیع المودّه، ص‏489؛ نورالثقلین، ج‏4، ص‏47؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏157؛ ر. ک: کفایة الاثر، ص‏324؛ احتجاج، ج‏2، ص‏449؛ اعلام الورى، ص‏409؛ خرائج، ج‏3، ص‏1171؛ مستدرک الوسائل، ج‏2، ص‏33.
5. مفید، اختصاص، ص‏199؛ بصائر الدرجات، ص‏409؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏321.
6. اختصاص، ص‏326؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏312؛ غایة المرام، ص‏77.
7. مفید، ارشاد، ص‏365؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏337؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏400.
8. عقد الدرر، ص‏138.
9. العلل المتناهیه، ج‏2، ص‏855؛ عقد الدرر، ص‏180.
10. عقد الدرر، ص‏139.
11. الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏161.
12. نعمانى، غیبة، ص‏159؛ دلائل الامامه، ص‏249؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏573؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏365.
13. الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏169.
14. کمال الدین، ج‏2، ص‏673؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏318، 351؛ کافى، ج‏1، ص‏232.
15. تاریخ موالید الائمه، ص‏200؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏265؛ صراط المستقیم، ج‏2، ص‏260؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏240؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏615؛ نورى، کشف الاستار، ص‏69.
16. خاتون آبادى، اربعین، ص‏67؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏700.





لینک ثابت1390/11/2411:35

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


کل کل شاعر زن و شاعر مرد

دسته: طنز و سرگرمیhitارسال نظر

کل کل شاعر زن و شاعر مرد
 


شاعر زن میگه :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
 

شاعر مرد در جواب میگه :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین





لینک ثابت1390/11/2211:33

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


شهر ممنوعه

دسته: داستان-حکایتhitارسال نظر

شهر ممنوعه
شهری بود كه در آن، همه چیز ممنوع بود...

 و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود، اهالی ‌شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با باری الك دولك می‌گذراندند...

 و چون قوانین ممنوعیت نه یكباره بلكه به تدریج و همیشه با دلایل كافی وضع شده بودند، كسی دلیلی برای گلایه و شكایت نداشت و اهالی مشكلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند...!

 سال ها گذشت. یك روز بزرگان شهر دیدند كه ضرورتی وجود ندارد كه همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه می‌توانند هر كاری دلشان می‌خواهد بكنند...

 جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند:

 آهای مردم! آهای ... ! بدانید و آگاه باشید كه از حالا به بعد هیچ كاری ممنوع نیست !!!

 مردم كه دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراكنده شدند و بازی الك دولك شان را از سر گرفتند...!!!

 جارچی ها دوباره اعلام كردند:

 می‌فهمید!؟! شما حالا آزاد هستید كه هر كاری دلتان می‌خواهد، بكنید !

 اهالی جواب دادند: خب! ما داریم الك دولك بازی می‌كنیم !

 جارچی ها كارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند كه آنها قبلاً انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند...

 ولی اهالی گوش نكردند و همچنان به بازی الك دولك شان ادامه داند؛ بدون لحظه‌ای درنگ !!!

 

 جارچی ها كه دیدند تلاش شان بی‌نتیجه است، رفتند كه به اُمرا اطلاع دهند...

 اُمرا گفتند: كاری ندارد! الك دولك را ممنوع می‌كنیم !

 آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را كشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الك دولك را از سر گرفتند !!!
 

 

سخن روز : چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت





لینک ثابت1390/11/2011:32

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


شكايت يك اتفاق است

دسته: داستان-حکایتhitارسال نظر

شكايت يك اتفاق است
یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود.

 روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود.

 شیوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند.

 یکی از شاگردان به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی توان به مشورتش اعتماد کرد.

 شیوانا پاسخ داد : شکست یک اتفاق است. یک شخص نیست!

 کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه ای نداشته است، هزاران قدم جلوتراست.

 او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می شناسد.

 او بهتر از هر کس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شکست را به ما نشان دهد.
 وقتی کسی موفق می شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است!

 اما وقتی کسی شکست می خورد آگاه باشید که او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می تواند به دیگران منتقل کند.

 وقتی کسی شکست می خورد هرگز نگوئید او تا ابد شکست خورده است!

 بلکه بگوئید او هنوز موفق نشده است...

 

 

سخن روز : کسی که اشتباه نکند، پیشرفت هم نمی کند. تدی روزولت





لینک ثابت1390/11/1811:30

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


شکر پلو

دسته: تغذيه - خوراكيhitارسال نظر

شکر پلو

 

مواد اولیه:
 برنج و شکر هر کدام یک کیلوگرم
 روغن چهار قاشق سوپخوری
 زعفران آب‌کرده دو قاشق غذاخوری
 خلال پسته و بادام و خلال پوست نارنگی از هر کدام 100 گرم
 زردچوبه یک قاشق چایخوری

 طرز تهیه:
 برنج را از چند ساعت قبل در آب و نمک خیس کرده داخل آب درحال جوش می‌‌ریزیم. کمی زردچوبه به آن افزوده، یکی، دو جوش که زد آبکش می‌‌کنیم. شکر را با دو لیوان آب جوشانده تا حل شود. یک قاشق چایخوری زعفران ساییده شده را در آب جوش حل کرده به شیره شکر اضافه می‌کنیم و دو قاشق روغن نیز به آن می‌افزاییم. برنج را دم کرده و قبل از دم کشیدن کامل با کفگیر داخل ظرف دیگر منتقل می‌‌کنیم. شیره شکر را روی برنج ریخته و با هم مخلوط کرده دوباره آن را با حرارت ملایم دم می‌کنیم. پس از دم کشیدن شکرپلو، خلال پسته بادام و پوست نارنگی را با هم تفت داده و روی شکرپلو می‌ریزیم.





لینک ثابت1390/11/1611:15

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


مناظره زنـدگی و مـرگ

دسته: طنز و سرگرمیhitارسال نظر

مناظره زنـدگی و مـرگ

 

زندگی: من فرصتی مغتنم برای بودنم
تو اژدهایی مترصد بلعیدن

مرگ: من آغازی به آرامش ابدیم
تو آغازی به آلام دنیوی

زندگی: من خالق یک لحظه شیرین عاشقانه ام
تو جابری که دریغ از این لحظه نداری

مرگ: تو تحمیل ناخواسته ی گریبانگیر بشریتی
من منتخب آنها برای رهایی از تو

زندگی: تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقی
من فرصت دوباره باهم بودنشان

مرگ: تو بار سنگین اجباری برای زجر کشیدن
من جرثومه ای برای گریز از این وادی

زندگی: تو اشک مادر داغدیده ای
من اشک شوق دیدار فرزند مفقود الاثر

مرگ: تو تولد کودک نامشروع دو بی خانمانی
من گریزی برای رهایی از این مخمصه

زندگی: من لبخند زیبای یک نو مادرم
تو خلوت تنهایی یک زوج عاشق

مرگ: من پایان ناله های یک پیرمرد زمینگیرم
تو اصراری زجرآلود به بودن او

زندگی: من مصور یک بوسه ی شیرین عاشقانه ام
تو قطره اشک یک عاشق در هجران معشوق

مرگ: تو چشم نظاره گر شکنجه های یک شکنجه گری
من تیر خلاصی از این عذاب

زندگی: من عفو یک پدر داغدیده ام
تو سنگسار یک زن به جرم عاشق بودن

مرگ: من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزای جرم زندگی بدون او

زندگی: من نگاه نوازشگر یک پریزاده ام
تو خلوت سرد تنهایی

مرگ: من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بیهوده یک مادر ناباور

زندگی: من نقطه اوج عروج یک انسانم
تو نزول او به پست ترین جای ممکن !

مرگ: ............................... !!!


گرچه از مرگ گریزی نیست و نباید حتی لحظه ای از اون غافل بشیم اما زندگی نیز، فرصتی است که
خداوند بما داده و بجاست که ازش کمال لذت رو ببریم و زندگی را آنطور که شایسته است زندگی کنیم.





لینک ثابت1390/11/1411:13

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


داستان عشق و دیوانگی

دسته: داستان-حکایتhitارسال نظر

داستان عشق و دیوانگی


 در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
 ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.
 همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.
 دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
 لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد، اصالت در میان ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر سنگ پنهان می شوم اما به ته دریا رفت، طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود نمی توانست تصمیم بگیرید و جای تعجب نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است، در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید نود و پنج … نود و شش. هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و بین یک بوته گل رز پنهان شد.

 دیوانگی فریاد زد دارم میام. و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و بعد لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود، دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین، یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق و از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوش هایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
 دیوانگی شاخه چنگک مانندی از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست کشید عشق از پشت بوته بیرون آمد درحالی که با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود! دیوانگی گفت من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کمکم کنی می توانی راهنمای من شوی.
 و اینگونه است که از آنروز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره همراه اوست! و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند …





لینک ثابت1390/11/1211:12

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


تاثیر رنگ ظرف بر طعم غذا

دسته: علمیhitارسال نظر

تاثیر رنگ ظرف بر طعم غذا

 

اگر می‌خواهید که از خوردن دسر توت فرنگی بیشتر لذت ببرید بجای تزیین کردن آن با انواع میوه‌ها، دسر را داخل ظرف سفید رنگی سرو کنید.

 محققان انگلیسی و اسپانیایی در مطالعه‌ای دریافتند که رنگ ظرف غذا می‌تواند بر طعم غذا تاثیر بگذارد.

 در این مطالعه محققان، دسر توت فرنگی را در دو ظرف سفید و سیاه رنگ برای 53 داوطلب سرو کردند تا تاثیر رنگ ظرف مواد خوراکی را بر طعم و کیفیت آن ارزیابی کنند.

 به نقل از روزنامه ایندین اکسپرس، محققان پس از انجام این بررسی دریافتند افرادی که در ظرف سفید این دسر را سرو کردند نه تنها طعم آن را بیشتر دوست داشتند بلکه آن را خوشمزه‌تر و شیرین‌تر احساس کردند.





لینک ثابت1390/11/911:01

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


اعتراف عاشقانه

دسته: ×××دل نوشتهhitارسال نظر

اعتراف عاشقانه

 

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، 

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...

کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ،

کاش بودی و من دیگر از سردی  نگاهت شاکی نبودم

هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ،

هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ،

هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ،

چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ،

آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ،

بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم...

میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ،

میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ،

میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد ...

بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ،

هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....





لینک ثابت1390/11/710:57

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت



صفحه قبل«---===]*[===---»صفحه بعد