گروه اينترنتي جرقه داتكو






روانشناسی از روی لباس

دسته: روانشناسیhitارسال نظر

روانشناسی از روی لباس
 


بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.
 
 
لباس های تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.
 
لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.
 
لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
 

لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند.
 
سبز:انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.
 
آبی:اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
 
مشکی:بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.
 
قهوه ای:این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.
 
خاکستری:انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند .آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
 
سفید:افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند . در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.
 
رنگهای روشن:انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ,دلچسب تر وقابل تحمل تر سازد.





لینک ثابت1391/2/3006:17

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


نوع خندیدنتان نشان از سلامتی شما دارد

دسته: روانشناسیhitارسال نظر

نوع خندیدنتان نشان از سلامتی شما دارد

 

   بسیاری از افرادی که به بیماری دیابت دچار هستند ، اگر از طریق آزمایش خون و تست دیابت به بیماری شان پی نبرند ، می توانند به سادگی به بیماریشان پی ببرند ، اما چگونه ؟
 مریضی های دهان و دندان ، لثه ، بیماری های داخلی بدن تاثیر مستقیمی روی لبخند شما دارند .

بسیاری از افرادی که به بیماری دیابت دچار هستند ، اگر از طریق آزمایش خون و تست دیابت به بیماری شان پی نبرند ، می توانند به سادگی به بیماریشان پی ببرند ، اما چگونه ؟
 در این مقاله به بیماری هایی که از راه دهان قابل تشخیص هستند می پردازیم :
 * افرادی که دیابت دارند ، دهانشان به شدت خشک می شوند زیرا ترشح بزاق دهانی کاهش پیدا کرده است و توصیه اکید به افراد مبتلا به دیابت می شود که مراقب باشند و اجازه ندهند دهانشان خشک شود زیرا هنگامی که دهان خشک شود رشد و تکثیر قارچ ها در دهان سرعت می گیرد .

* برفک دهانی نیز به سادگی قابل تشخیص است زیرا افرادی که به این بیماری مبتلا می شوند رشد قارچ ها در دهانشان افزایش می یابد و در دهانشان نشانه هایی از بیماری را حس می کنند .

 برای هر یک از شما پیش آمده است که به درد دندان مبتلا شوید آیا هنگامی که دندان درد داشتید حس نمی کردید که سایر نقاط بدن تان نیز درد می کنند ؟

 دندان درد باعث می شود که شما گوش درد نیز پیدا کنید ، سردرد و .... . پس بخش داخلی دهان شما با تمام نقاط بدن ارتباط سریعی برقرار می کند .

* شما می توانید بیماری های خطرناکی مانند هپاتیت را هم از دهان تان وارد بدن تان کنید مانند نوشیدن آب از آب سرد کن هایی که در خیابان وجود دارند یا از مکان هایی که آلوده هستند آب بنوشید ، باعث ابتلای شما به هپاتیت می شود .

* بیماری نفریت نیز از طریق دهان قابل شناسائی است .آیا با بیماری نفریت آشنایی دارید ؟ آماس كلیه را نفریت گویند .

علائم و نشانه های نفریت :
 در این بیماری شخص دچار بی اشتهائی ، تهوع ، سردرد و خشکی شدید دهان می شود ..
 افرادی هستند که دندان درد شدید دارند و دندان هایشان مقاومتی در برابر خوراکی های سفتی که می خورند ، ندارند و زود می افتند .

 دندان های شما به دلیل کمبود کلسیم مقاومت ندارند و زود استحکام خود را از دست می دهند . کمبود کلسیم در ابتدا خود را با شکستگی دندان نشان می دهد و کم کم با شکستگی استخوان ها و عدم بهبود سریع پیشرفت می کند .

 اگر دندان های تان زود خرد می شود یا درد دارند از مواد غذایی که حاوی کلسیم هستند بیشتر مصرف کنید .

* آیا می دانید اگر دندان نداشته باشید ، بسیار سریعتر به بیماری های مختلف مبتلا می شدید ؟
 اگر دندان نداشتید شما برای هضم غذا ، بلغ غذا دچار مشکل می شدید و باید غذاها را خرد نشده می بلعیدید در صورتی که این عمل دستگاه گوارش شما را به هم می ریزد .
* الکل و دخانیات سم هایی هستند که مستقیم وارد بدن تان می کنید .

 به کرات شنیده اید که مصرف الکل و دخانیات بسیار مضر هستند . این مواد سمی تاثیرشان را از دهان تان آغاز می کنند تا به سیستم داخلی بدن شما دست پیدا کنند .

 دندان ها به دلیل وجود نیکوتین سیگار ، به مرور زرد می شوند و با گذشت زمان و شدت مصرف به رنگ قهوه ای در می آیند .

 سیگار پلاک باکتری ها را در اطراف لثه ها افزایش می دهد به همین دلیل به مرور زمان باکتری ها دهان شما را فرا می گیرند و زمانی که دهانتان آلوده شده باشد ، بعلت کمبود انتقال اکسیژن در عروق خونی افراد سیگاری روند ترمیم بافتی لثه ها یشان نیز با مشکل مواجه می شود .





لینک ثابت1390/10/2612:39

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


اگر مضطرب هستید، بخوانید

دسته: روانشناسیhitارسال نظر

اگر مضطرب هستید، بخوانید

همه ما در مراحل مختلف زندگی اضطراب را تجربه می کنیم و طبیعی است که هر فردی در مواجهه با موقعیت های تنش زا مضطرب شود...

 

 

 اما احساس اضطراب شدید و مزمن بدون وجود دلیل آشکار بیرونی عادی نیست و بیماری یا اختلال محسوب می شود.

  اضطراب با احساساتی همچون نداشتن اطمینان، درماندگی و نگرانی شدید همراه است و به طور کلی احساس بسیار ناخوشایند همراه با دلواپسی است که با واکنش های جسمانی مانند تنگی نفس،تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز پیدا می کند.

 در بیشتر موارد فرد می تواند با در پیش گرفتن چند راهکار ساده این علایم را تحت کنترل درآورد اما در مواردی مراجعه به روان شناس ضروری است. امروزه در زندگی شهری با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قطعا همه ما گهگاه دچار اضطراب می شویم بنابراین خواندن ادامه مطلب را به خوانندگان توصیه می کنیم.

تفاوت اضطراب و ترس
 دکتر اکرم پرند روان شناس و مشاور در این باره به خراسان می گوید: آن چه عامه مردم از اضطراب می دانند، اضطراب فراگیر است که یکی از انواع اختلالات اضطرابی محسوب می شود. اختلالات اضطرابی دامنه گسترده ای از اختلالات روانی شامل انواع وسواس های فکری و عملی، اختلالات وحشت زدگی ، هراس ها یا ترس های مرضی و اختلالات اضطرابی ناشی از مصرف مواد مخدر یا الکل را تشکیل می دهد اما شایع ترین آن همان اضطراب فراگیر است که نگرانی مفرط و مداوم است.

 در واقع نگرانی بدون منشاء اضطراب نامیده می شود، مثلا مادری که به محض خارج شدن فرزندش از منزل دایم نگران اوست و دچار اضطراب می شود. نکته این جاست که هراس ها دسته ای از اختلالات اضطرابی است که با اضطراب فراگیر توسط عموم اشتباه گرفته می شود. این دسته از هراس ها که به «فوبیا »معروف است ، منشاء دارد یعنی فرد از یک جسم یا موقعیت یا فضای خاص می ترسد و یا ممکن است از ارتفاع، آسانسور یا خون دچار هراس شدید شود.

  هم چنین ممکن است فردی دچار هراس های اجتماعی شود مثلا از حضور در جمع یا گفت وگو با دیگران هراس داشته باشد و مدت ها طول می کشد تا به بی دلیل بودن هراس خود پی ببرد. از این رو ترس ها در واقع زیرمجموعه اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. اضطراب فراگیر شایع ترین نوع اضطراب محسوب می شود و ممکن است در درازمدت به اضطراب شدید، مزمن و بیمارگونه تبدیل شود.

 بیشتر علایم اضطراب فراگیر به صورت واکنش های جسمی بروز پیدا می کند. تپش قلب، تعریق فراوان، احساس بی قراری و بی تابی و خستگی مفرط در بیشتر موارد قابل مشاهده است اما گاه علایم دیگری هم بروز می کند. مثلا ممکن است فردی به پرخوری یا کم خوری روی آورد و اگر به اضطراب مزمن تبدیل شود ممکن است فرد را پرخواب یا کم خواب کند. در بسیاری از مواقع کیفیت خواب فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و او ممکن است وحشت در خواب را تجربه کند.

عوامل ایجاد اضطراب
 دکتر پرند با اشاره به این که اضطراب مانند دیگر اختلالات روانی منشاء درونی یا بیرونی دارد، توضیح می دهد: ژنتیک ازجمله عوامل درونی است که در ایجاد اضطراب نقش مهمی دارد. ویژگی های شخصیتی بعضی از افراد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارد به عنوان مثال افراد کمال گرا بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اضطراب قرار دارند زیرا همواره انتظارات و توقعات بالایی دارند و ممکن است نتوانند به آن ها برسند.

  ازجمله عوامل محیطی موثر در ایجاد اضطراب نیز می توان به بعضی از مشاغلی که استرس زاست، اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی در بروز اضطراب دارد.

 نکته این جاست که این دسته از اختلالات مانند دیگر اختلالات روانی، مسری است و وقتی یکی از اعضای خانواده مضطرب باشد، آن را ناخودآگاه به دیگران منتقل می کند. اما نبود اضطراب باعث کاهش بار انگیزشی عملکرد و رفتارهای فرد می شود. کسانی که هیچ اضطرابی ندارند و در اصطلاح به آن ها «خونسرد» می گویند، افرادی هستند که درباره انجام امور و کارهای روزانه نگرانی ندارند و بیشتر کارهایشان را با خونسردی افراطی انجام می دهند و ممکن است همین امر مانع پیشرفت آن ها شود.

  بنابراین اگر اضطراب به اختلال تبدیل نشود می تواند مفید باشد و به فرد کمک کند تا به پیشرفت و ترقی برسد. اضطراب طبیعی توسط خود فرد قابل تشخیص است اما مشاور می تواند با یک سری سوالات درباره کیفیت خواب، خوراک، فعالیت های روزانه و بررسی واکنش های جسمی سطح اضطراب فرد را تعیین کند.

 هم چنین پرسش هایی درباره تحریک پذیری، بی قراری، ناآرامی و ... به مشاور کمک می کند تا سطح اضطراب فرد تعیین شود. اضطراب به ۳ دسته خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود و بسته به نوع و شدت آن درمان ها آغاز می شود.

درمان های اختلالات اضطرابی
 دکتر پرند درباره شیوه های متفاوت درمان اختلالات اضطرابی چنین توضیح می دهد: یکی از شیوه های درمانی، روان تحلیل گری است که شیوه درمانی بسیار طولانی و زمان بری است و توسط روانکاو صورت می گیرد. شیوه رایج تر درمان، شیوه شناختی و رفتاری است که طی آن مشاور به فرد کمک می کند تا بتواند به ریشه اضطراب پی ببرد و آن را درمان کند.

 روان شناس در این روش ها روی افکار و باورهایی که در شکل گیری اضطراب نقش داشته است، تمرکز و به فرد کمک می کند تا این باورها را اصلاح کند. اصلاح این باورها باعث می شود فرد زندگی و پیرامون خود را از زاویه جدیدی ببیند و دچار اضطراب های بیهوده نشود.

 پس از اصلاح باورها، او باید به صورت عملی کارهایی انجام دهد تا اضطرابش کنترل شود. به عنوان مثال او وضعیت جسمی خود را به هنگام احساس اضطراب مشاهده و سعی می کند با اضطراب مقابله کند. کنترل ضربان قلب، نبض، وضعیت تعریق و... به او کمک می کند تا دریابد با اضطراب در واقع چقدر بدن خود را مستهلک کرده است و به خود آسیب می زند. به این ترتیب می تواند با کنترل شرایط جسمی با اضطراب مقابله کند.

  این روان شناس با اشاره به این که اضطراب از بدو تولد با انسان همراه است، تاکید می کند: اگر نیازهای اولیه یک کودک به غذا، توجه، امنیت و پوشاک را تامین نکنید، می توانید اضطراب را در او ببینید، بنابراین زمانی که نیازهای انسان برآورده نشود، اضطراب خود را نشان می دهد.

 همان طور که قبلا اشاره کردیم اگر اضطراب سلامت روانی و جسمانی فرد را تحت تاثیر قرار ندهد، مفید است و مشکلی برای وی به وجود نمی آورد. دکتر پرند با بیان این که اگر فردی «چراهای »زیادی در ذهن داشته باشد و جوابی برای آن نیابد باید روی تغییر افکار و باورهایش تلاش کند، تصریح می کند: بعضی افراد تفکر همه یا هیچ دارند یعنی می خواهند در زندگی فردی یا اجتماعی خود به تمام افکار و باورهای خود پای بند بمانند و انعطاف پذیری لازم را در زندگی اجتماعی ندارند.

 این دسته از افراد در طول زمان حمایت اجتماعی اطرافیان را از دست می دهند و ممکن است به علت پای بند بودن به این باورها دچار مشکلات بیشتری شوند، درون نگری و سپس ارزیابی باورها و تلاش برای اصلاح و تغییر باورها یکی از اولین راهکارهای مقابله با اختلالات اضطرابی محسوب می شود.

پذیرش، کلید رفع اضطراب
 به عقیده وی آن چه بیش از هر چیز دیگری در جوامع امروز باعث افزایش اضطراب می شود، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات انسان از خود و اطرافیانش است. وی می گوید: هر قدر سطح توقعات بالاتر باشد، دستیابی به آن چه موردنظر است دشوارتر و اضطراب فرد بیشتر خواهد شد، بنابراین داشتن انتظارات منطقی به افراد کمک می کند تا کمتر دچار اضطراب شوند.
 از سوی دیگر رفع تنش ها و گرفتاری های روزانه با دید منطقی و صحیح سطح اضطراب را کاهش می دهد. در بسیاری از موارد توجه به علایق و نیازهای فردی در زندگی روزمره در مقابله با اضطراب کمک کننده است. این موضوع به ویژه در مورد مادران صادق است زیرا همواره عادت دارند تمام زندگی خود را صرف فرزندان کنند غافل از این که توجه صد در صد به فرزندان در طول زمان و نادیده گرفتن علایق و نیازهای فردی اضطراب زاست و سلامت روان را به خطر می اندازد.





لینک ثابت1390/10/1212:07

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


تاثیر موسیقی بر روان انسان

دسته: روانشناسیhitارسال نظر

تاثیر موسیقی بر روان انسان

 

انرژی موسیقی و تاثیر آن بر طعم غذا

موسیقی عینا مانند اخبار که توانایی تغییر آنتروپی مغز را دارد، حاوی انرژی است و بالاتر از آن حتی انرژیی دارد که علاوه بر تحریک مغز پا فراتر گذاشته و می‌تواند در تمام اعضای بدن انسان تغییر آنتروپی ایجاد کند. همان گونه که هر خبری توانایی تغییر آنتروپی مغز را ندارد هر موسیقی‌ای هم این قدرت را برای هر فردی ندارد. دلیل آن به ساختار مغزی انسان که نتیجه آن علایق و رفتار انسان‌ها است بر می‌گردد.

فردی ممکن است با خواندن یک مطلب علمی تغییر آنتروپی مغزی داشته باشد و فردی ممکن است با خواندن یک مطلب هنری و دیگری سیاسی. دقیقا در موسیقی هم ساختار مغزی و رفتاری انسان مشخص می‌کند که کدام نوع موسیقی می‌تواند آنتروپی این سیستم بیولوژیکی را کاهش دهد.

بدلیل تفاوت ساختار مغزی و ذهنی انسان‌ها یک نوع موسیقی توانایی کاهش آنتروپی مغز در همه انسان‌ها را ندارد. برای بسیاری از مردم موسیقی آرام توانایی ایجاد تغییرات شدید در آنتروپی مغز را دارا می‌باشد و برای بسیاری دیگر همان میزان تغییرات را ممکن است یک موسیقی تند یا حتی نوای یک پرنده ایجاد کند. سیستم‌های عصبی و یا ماهیچه‌های عضلات دست و پای بسیاری از مردم در اثر موسیقی تغییر آنتروپی پیدا می‌کنند که نتیجه آن چیزی جز بوجود آمدن حرکات موزون به نام رقص نیست،

در بسیاری از مردم هم این پدیده رخ نمی‌دهد چرا که بین سیستم بدنی آنها و موسیقیی که در حال پخش است هیچ گونه مسیری برای جریان یافتن سیال موسیقی پیدا نمی‌شود. آیا هیچ دقت کردید که وقتی صدای موسیقی را بلند می‌کنید د ربسیاری از موارد درک شما از موسیقی بیشتر می‌شود. این موضوع را می‌توان اینگونه معنی کرد که با بلند کردن صدا مقاومت میان منبع اطلاعاتی موسیقی و بدن شما کمتر شده و سیال راحت تر به جریان می‌افتد و آنتروپی منفی سریع‌تر به سیستم بدنی شما تزریق می‌شود. با گوش دادن به موسیقی آهنگسازان با توجه به میزان مقاومت در دریافت موسیقی، پس از گذشت زمان سطح پتانسیل اطلاعاتی ما نسبت به یک قطعه خاص با آهنگ ساز آن یکی شده و دقیقا درک خواهیم کرد که او در زمان ساخت آهنگ چه احساسی داشته و پیامش چه بوده است؟

یک رستوران مشهور انگلیسی از مهمانان دعوت می‌کند در هنگام صرف غذا به موسیقی گوش فرادهند، زیرا سر آشپز آن معتقد است این کار طعم غذا را بهتر می‌کند. به نقل از مجله اسکوارمیل چاپ انگلیس رستوران فت داک در غرب لندن که در سرو غذاهای عجیب و غریب شهرت دارد از مشتری‌ها می‌خواهد با شنیدن صدای موسیقی از غذای خود لذت بیشتری ببرند. هستون بلومنتال سر آشپز این رستوران می‌گوید بر اثر سه سال تحقیق به همراه روانشناس مشهور چارلز اسپنس در دانشگاه آکسفورد به این نتیجه رسیده است.

 

تاثیر موسیقی بر رشد عاطفی و تعادل روحی کودکان

بررسی‌ها نشان می‌دهد که گوش دادن به موسیقی‌های خاص و شاد بدون کلام به تعادل روحی و عاطفی کودکان کمک می‌کند. در ضمن لذت بردن از موسیقی باعث افزایش روحیه و سرحال شدن کودکان و افزایش کوتاه مدت توانایی‌های آنها می‌شود. همچنین به گفته محققان نوع موسیقی که گوش داده می‌شود باید مورد پسند فردی که گوش می‌دهد باشد تا بتواند بر روحیه وی تاثیر مثبت بکذارد. با این وجود بهتر است از موسیقی‌هایی با نت مشخص و منظم استفاده شود.

 

موسیقی درمانی برای کودکان. فواید موسیقی درمانی برای کودکان

موسیقی درمانی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و با ایجاد یک سری تجربیات موسیقي در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آنها بسیار موثر است. موسیقی درمانی می‌تواند کیفیت زندگی کودک را در عرصه‌های مختلف بالا ببرد، نظیر ارتباط کودک با کودک دیگر، کودک و خانواده، ارتباط کودک و پزشک درمانگر یا معلم، و غیره.

بیشترین تاثیر این روش درمانی هنگامی است که کودک اجازه می‌یابد تا خود لذت اجرای موسیقی را تجربه کند. موسیقی در عین تهییج کنندگی می‌تواند آرامش دهنده نیز باشد. ثابت شده است که موسیقی می‌تواند میزان تحمل درد در کودکان را به هنگام بیماری یا موقعیتهای شامل استرس افزایش دهد. موسیقی می‌تواند مشوق اجتماعی‌تر شدن کودکان شود و توانایی آنها را در نشان دادن نظرات و احساسات و نیز برقراری ارتباط با دیگران افزایش دهد. تاثیر موسیقی بر هر دو نیمکره مغز باعث می‌شود تا ارتباط این قسمت‌ها با یکدیگر تسهیل شده، بهره لحظه‌ای هوشی بالا رود. این هماهنگی همچنین برای درمان لکنت کلام بسیار مفید است.





لینک ثابت1390/9/1901:00

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


با قاطعیت خواسته‌های خود را عنوان کنید

دسته: روانشناسیhitارسال نظر



ادامه مطلب...

لینک ثابت1390/7/1805:14

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت


چرا دوست داريد با افراد شبيه خودتان ازدواج ‌کنيد؟

دسته: روانشناسیhitارسال نظر



ادامه مطلب...

لینک ثابت1390/6/101:07

ارسال نظر ، comment نظرات شما * 0 * ، لينك ثابت



صفحه قبل«---===]*[===---»صفحه بعد